سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

خاله شدن مامان

سلام عسلم. شما داری دختر خاله می شی و من خاله.این خبر خوب رو 13 مهر ماه 92 خاله الهام چون به من داد و من خیلی خیلی خوشحال شدم.انشالله که به سلامتی به دنیا میاد.
28 مهر 1392

سودا در یکروزگی

عشق مامان این عکسها رو تو بیمارستان ازت گرفته بودن. چهرت از اون زمان تا حالا خیلی تغییر کرده است ناز ناز مامان.           این عکس شما و بابا جون     اینم عکس منو شما عسل بانو     ...
28 مهر 1392

دندون پنجم

عشق مامان دیشب متوجه شدم که دندن پنجم شما هم در حال نیش زدن است. چند روزی بود که خیلی خیلی اذیت می کردی. دیشب متوجه شدم که مربوط به دندونت می شده عزیز دلم. مبارکت باشه نفسم.
28 مهر 1392

لباس پوشیدن

عزیز دوردونه من، شما به لباسهای نو خیلی خیلی علاقه داری. وقتی لباس نوتو میارم کلی ذوق می کنی و به محض اینکه تنت می کنم کلی خوشحالی می کنی. لباسهای معمولی رو هم دوست داری خودت بپوشی. چندتا عکس برات می زارم عشقم.               ...
27 مهر 1392

کریر سودا جون

دختر نازم شما تو تمام  مدت یکسالگیت فقط یکبار اونم وقتی دو سه ماه بودی تو کریر سوار شدی و با بابایی تا پارک رفتیم که عکسشو برات می زارم.چون تو کریر نمی رفتی اونو جمع کرده بودیم. تا الان که 13 ماهه شدی و قبل از مسافرت می خواستم از کریت به عنوان صندلی ماشین استفاده کنم و بیرون اوردم که دیدم علاقه خاصی برای بازی کردن داری. برات از بازی کردنت با کریر عکس گرفتم که در ادامه برات می زارم عزیزم.         ...
27 مهر 1392

سودا و تسنیم

عزیز جون مامان شما تسنیم خانومو خیلی خیلی دوست داری و ناگفته نمانه که تسنیم هم همینطور. تسنیم خیلی دختر مهربونیه و همش سودا خانوم صدات می کنه برات کلی شعر می خونه : سودا خانوم ناز داره            صد ماشین جاهاز داره به محض دیدینش گل از گلت میشگفه. فقط من و تنسنسم رو با این هیجان بغل می کنی. چند تا عکسهاتون برات می زارم عزیزم.     ...
27 مهر 1392

صحبت کردن با تلفن

سلام عشقم شما خیلی خیلی دوست داری با موبایل حرف بزنی، مخصوصا موبایل بابایی چون اکثرا بابایی این اجازه رو نمی ده. چند تا عکس برات می زارم که داری با موبایل بابا حرف می زنی.           در ضمن برای اولین بار 10 روز پیش موبایل مامانی زنگ می زنه و مامانی داشته نماز می خونه، شما میری گوشی رو بر میداری و سر نماز به مامانی میدی. الهی فدای دختر باهوشم بشم که اینقدر نازه. ...
27 مهر 1392

علایق سودا خانوم

دختر نازم شما به تمام مزه های خاص علاقه خیلی خیلی شدیدی داری زیتون تلخ رو انچنان می خوری که بیا و ببین کافی میکس، کاپوچینو و قهوه خیلی دوست داری و همیشه نصف سهم منو می خوری عاشق خیار و خیارشور هستی، اگه خیار شور ببینی دیگه لب به چیز دیگه ای نمی زنی هر چقدر هم که تند باشه می خوری گوجه فرنگی هم خیلی خیلی دوست داری. پرستارت همیشه بهت گوجه با نون می داد. میوه هم خیلی دوست داری روزی دوبار آب میوه می خوری که شامل هویج سیب گلابی و بعضی اوقات هلو. سیب زمینی هم خام و هم سرخ شده خیلی برات لذت بخشه سیب رو هم خیلی دوست داری گاز بزنی     وای از دلستر یادم رفت بگم. اینقدر دوست داری اینقدر دوست داری که نگو. لیمو ترش تا...
27 مهر 1392

سودا در گذر زمان تا شش ماهگی

دختر ناز مامان. چون حجم خیلی زیادی عکس ازت می گرفتم دقیقا یادم نمونده هر کدام از عکسها برای چه تاریخی هست ولی می دونم که همه اینها تو سال 91 هست. دردونه مامان همون چند روز اولی که به دنیا اومدی، گفتن که چشم خوردی و برات تخم مرغ شکستن و کمی از تخم مرغ رو به پیشانیت زدن و از اون روز به بعد به مدت دوماه تمام صورت شما جوش جوشی شده بود.     دختر نازم اینحا برای اولین بار توی روروک گذاشتمت.     فدای دختر نازم بشم که اینجوریی خوابیده. لباس تنت رو خاله مریم جون از کربلا برات اورده عشقم.     دختر ناز مامان شما تا شش ماهگی فقط تو بانوج می خوابیدی     من اون لبای نازشو ...
27 مهر 1392

اولین خرید طلای دخمل طلا

جیگر مامان اولین طلا رو خاله الهام جون موقع تولد برات خریده بود که یک تو گردنی به حالت کفش هست که هنوز خیلی کوچیک هستی که بخوام برات استفاده کنم. دیروز (92/07/21) من وبابایی با هم رفتیم و اولین گوشواره رو برات خریدیم. خیلی ناز هستند.امشب میریم عروسی و حتما ازت عکس می گیرم و برات می زارم عسل طلای مامان. مبارکت باشه دختر نازم.
22 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد